 |
|

|
خبرگزاري فارس:مديريت جامع بحران و ارتباط آن با پدافند غيرعامل موضوع
اصلي گفتوگو با شهرام علمداري رييس سابق اورژانس كشور است. علمداري
معتقد است: پدافند غير عامل، «مديريت جامع بحران» در عرصه دفاع است و
مديريت بحران به پدافند غيرعامل چارچوبي مناسب ميدهد.
"مديريت بحران" همچون مفهوم "بحران" از منظرهاي گوناگون مورد تعريف و
تدقيق واقع شده است؛ گستره مفهومي تعريف اين واژه بسيار فراخ و در
برگيرنده هر تمهيدي براي پرهيز از بحران و جستجوي انديشمندانه بحران و
خاتمه و مهار بحران در راستاي تامين منافع و غيره است.در پارهاي از
متون، مديريت بحران بر نوعي تدبير استراتژيك دلالت دارد كه در فرايند
آن محيط هاي داخلي و خارجي يك بحران مورد تحليل واقع شده، شناخت لازم
كسب، مسير استراتژيك پايهگذاري و استراتژيهايي خلق ميشوند كه نخبگان
را براي رسيدن به اهداف تعيين شده و تدبير شايسته و بايسته بحران ياري
رساند.
مديريت جامع بحران و ارتباط آن با پدافند غيرعامل موضوع اصلي گفتوگو
با دكتر شهرام علمداري مشاور رييس سازمان پدافند غيرعامل كشور و رييس
سابق اورژانس كشور است. علمداري در اين ارتباط معتقد است: با وجود قرآن
و تدابير دفاعي و راهبردهايي كه در زمينه مديريت بحران در اين كتاب
آسماني وجود دارد ، جمهوري اسلامي ميتواند يكي از كشورهاي پيشرو در
اين زمينه باشد. وي با اشاره به اينكه تمامي آيات قرآن يك تدبير و آفند
غيرعامل است، به مطالعاتي اشاره كرد كه با مبنا قرار دادن قرآن به
نكات علمي و جديد در اين عرصه دست يافتهاند كه به زودي منتشر خواهد شد.
مديريت بحران در كشورمان دانشي نوين و نوپاست.
* * *
* مديريت بحران، از مقولاتي است كه پس از هر حادثه و بحراني كاربرد
فراواني دارد، قبل از هر سوالي بايد بدانيم مديريت بحران چه معنايي
دارد و از چه زماني به صورت يك علم مطرح شده است؟
_ علم مديريت بحران، در دنيا يك علم جوان و نوپا به شمار ميرود، بشر
به علت درگير بودن با انواع بحرانها و حوادث (طبيعي، صنعتي، تروريستي
و غيره) در طول تاريخ، همواره تمهيداتي را براي در امان ماندن از اين
حوادث مد نظر داشته است. بعد از جنگ جهاني دوم و مطرح شدن دانش مديريت
نوين، مقابله با بحرانها و مديريت آن، ساز و كار و سازماندهي مناسبي
را ميطلبيد. در واقع انسان به دنبال تدبير و اداره بحرانها و شرايط
بحراني بوده است. هر چند در اين بين عدهاي هم مخالف بودند و ميگفتند
بعيد است كه بتوان بحران را پيش بيني و كنترل كرد.
اما طرفداران مديريت بحران با اين استدلال كه هر چقدر بتوان بحران را
كاهش داد، شرايط بهتري خواهيم داشت، به گسترش آن پرداختند. حدود 25 سال
پيش، علم مديريت بحران، به صورت مقدماتي در دنيا مطرح شد، بيشترين
مباحث هم در ارتباط با مديريت بحران در مقابله با حوادث طبيعي بود.
البته مديريت بحران در عرصه نظامي خيلي پيشتر از مديريت بحران در برابر
حوادث طبيعي مطرح بوده است.
اگر بخواهيم به صورت آكادميك به مديريت بحران بپردازيم حدود 15 سال است
كه اين دانش در دانشگاه ها تدريس ميشود. حتي تعداد دانشگاههايي كه به
آموزش اين دانش مشغولاند محدود هستند و كتابهاي موجود در اين زمينه
هم محدود هستند.
* با اين مقدمه ، تعريف مديريت بحران چه ميشود؟
_ تعريف ابتدايي مديريت بحران، يك تعريف فني و تكنيكال بود. به اين شكل
كه در صورت وقوع بحران، نيروهاي امدادي چگونه به فعاليت بپردازند و به
امداد و نجات مشغول شوند. در تعريف از مديريت بحران، بيشتر فاز مقابله
مطرح بود؛ يعني حادثه رخ بدهد و آنگاه انسان چه كند و چگونه بعد از
حادثه را مديريت كند. اما بعد از مدتي مشخص شد كه اين تعريف از مديريت
بحران، كار ساز نيست و مشكلي را حل نميكند. با توجه به توسعه همه
جانبهاي كه در جوامع شاهد هستيم و ايجاد كارخانجات و استفاده از
تكنولوژي هاي جديد، مطمئنا بحرانهاي نويني را شاهد هستيم. به عنوان
مثال اگر از يك زمين لم يزرع، استفادهاي نبريم، بحراني وجود ندارد اما
به محض اينكه در همين دشت، پالايشگاه گاز احداث شود، شرايط براي وقوع
بحران فراهم ميشود. از نشت گاز گرفته تا احتمال انفجار مخازن بحرانهايي
هستند كه احتمال وقوعشان فراوان است. بعد از مدتي مشخص شد تعريف اوليه
مديريت بحران ناكارآمد است ، طي 5 سال گذشته تعريف جديدي از مديريت
بحران مطرح شده است. كه شامل :
1- به تدابيري كه اتخاذ ميشود تا حادثه از هر نوعي رخ ندهد (پيشگيري)،
اين نوع تدابيرمعمولا سخت افزاري هستند.
2- اگر حادثه رخ داد، عوارض و خرابيهاي كمتري حاصل شود.
3- آماده سازي و آموزش مردم هم بايد انجام شود، مباحث نرم افزاري در
اين بند مطرح ميشوند و برنامه سازمانها و آمادگي آنها هم مطرح است.
4- اگر حادثهاي رخ داد، پس از مقابلهي صحيح، بازسازي و بازتواني
اثربخشي هم انجام شود. با اين تعريف ديگر نميتوانيم از مديريت بحران
نام ببريم، در تعريف جديد از "مديريت جامع بحران" نام ميبرند كه در
پنج فاز، پيشگيري، كاهش مخاطرات، آمادگي، مقابله وبازسازي وبازتواني
انجام ميشود.
بايد ذهن مردم و مديران را از تعريف اوليه مديريت بحران به سمت تعريف
جديد مديريت بحران سوق دهيم. زيرا علاوه بر ناكارآمدي، باعث ميشود تا
هزينه، نيرو و نگاهها به سمت غير فعال برود.در ديدگاه اوليه بايد دست
روي دست گذاشت تا بحران اتفاق بيفتد و آن گاه تدبيري برايش بينديشيم.
برهمين اساس مطالعات قرآني ماشكل گرفت چون با كمي مداقه در اين كتاب
آسماني وروايات ذيل آنها پي برديم كه بهترين وجامع ترين الگوي مديريت
بحران در آنجاست. انسان امروزي هنوز هم باديدي دوبعدي ودرسطح، به توسعه
وبحران نگاه مي كند ولي مطالعات مانشان داده است كه قرآن كريم حداقل از
چهار بعد به اين مقولات توجه نموده است. ايده جامعه آماده براساس همين
مطالعات شكل گرفت. اين ايده تفاوت هاي ماهوي جدي با ايده جامعه ايمن
غربي ها دارد كه خود مصاحبه ديگري را مي طلبد.
* ارزيابي شما از وضعيت فعلي مديريت بحران و حتي مديريت جامع بحران در
كشور چيست؟
_ اولين باري كه اين مفاهيم تحت عنوان سياست وارد برنامههاي توسعه
كشور شد، سياستهايي بود كه مقام معظم رهبري تحت عنوان سياستهاي
ابلاغي پيشگيري و مديريت بحران در حوادث غير مترقبه در سال 84 اعلام
فرمودند. مروري بر اين سياستها، نشان ميدهد كه بيش از 60 درصد از
اين سياستها مبتني بر پيشگيري است. مواردي چون كاهش مخاطرات و شناسايي
حوادث هم در اين سياستها مطرح شده اند.
* منظورتان اين است كه قبل از اعلام اين سياستها توسط مقام معظم
رهبري، در زمينه مديريت بحران اقدامي صورت نپذيرفته و قانون جامعي وجود
نداشت؟
_ بايد بگويم كه در سطح سياستگذاري توجه كمي شده بود و هر چند مباحثي
مطرح بود، اما عملا قانوني وجود نداشت. در سير مديريت بحران، يك اصل
وجود دارد، آن هم اين است كه بايد سياستگذاري درستي انجام شود، اگر اين
سياستگذاري درست نباشد، مسير تصميم سازي تا انتها غلط پيش خواهدرفت. پس
از اعلام اين سياستها توسط مقام معظم رهبري، شاهد حركتي فزاينده و رو
به جلو در كشور به سمت اين اجرايي نمودن اين سياستها هستيم. براي اين
كه در اين زمينه حرفي براي گفتن داشته باشيم، راه درازي در پيش داريم.
البته بايد، باور و فرهنگ صحيح "مديريت جامع بحران" در مديران و
مسئولان شكل بگيرد و بعد وارد مراحل بعدي شويم. خوشبختانه با هماهنگي و
همكاري سازمان پدافند غير عامل و سازمان مديريت بحران وزارت كشور اين
حركتها با سرعت زيادي پيش ميرود. در اين زمينه لازم است تاكيد كنم كه
آينده خوبي در پيش داريم و در آينده نزديك شاهد عملياتي شدن سياستهاي
ابلاغي خواهيم بود.
* براي روشنتر شدن موضوع بهتر است بحث را بازتر كنيم، به خود بحران و
انواع بحرانها بپردازيم؟ بحران چيست؟ و چه تعريفي دارد؟
_ براي اين كه به تعريف كاربردي بحران برسيم، بايد مقدمه اي را بگويم
تعاريف بحران، فراوان و خيلي فلسفي است، اكثرا اين تعاريف قابليت
عملياتي شدن را ندارند.ابتدا بايد شاخصههاي بحران را تعريف كنيم، در
بحران چهار شاخص وجود دارد: 1- شدت حادثه، 2- وسعت حادثه، 3- قابل
مديريت بودن حادثه با منابع موجود انساني، تجهيزاتي، مالي واطلاعاتي 4-
اختلال نظم و امنيت جامعه.
با اين شاخصها ميتوانيم به تعريف بحران برسيم. بحران عبارت است از
واقعهايي ناگهاني- هميشه هم ناگهاني نيست- كه در جامعه بوجود ميآيد،
باعث ايجاد بينظمي و اختلال در امنيت جامعه ميشود و مديريت منابع
جامعه را مختل ميكند و نيازمند تدابير عميق است.
همان طور كه در سوال مطرح شد، بحران انواعي هم دارد. گاهي بحران با
استفاده از منابع و كمكهاي محلي قابل مديريت است كه بحران محدود نام
ميگيرد. گاهي علاوه بر منابع محلي به منابع استاني هم نياز است، گاهي
به منابع ملي و كشوري نياز داريد و گاهي هم به كمكهاي بين المللي نياز
داريد، اين سطح بندي بحران است.
* منظورم انواع بحران به لحاظ كيفيت بود، در مورد سنخ شناسي و يا همان
كيفيت بحران توضيح دهيد؟
_ بيش از 46 نوع حادثه طبيعي وجود دارد كه تحت عنوان بحرانهاي طبيعي
شناخته ميشوند، نوع ديگري از بحران ها با عنوان بحرانهاي انسان ساز
شناخته ميشوند، كه شامل انفجار، آتش سوزي و حوادث صنعتي هستند. دسته
سومي از حوادث هم وجود دارد كه گاهي در بحرانهاي انسان و گاهي هم به
صورت جداگانه مطرح ميشوند. اين دسته از بحرانها، جنگ ها و حوادث
تروريستي هستند. اين حوادث از لحاظ محتوي، نوع عمليات و اداره بحران
تفاوتهايي را با هم دارند ولي اساس و فرآيند مديريت آنها يكسان است.
در واقع تفاوتي نميكند شما با يك زلزله مواجه هستيد و يا با يك حادثه
صنعتي، آنچه متفاوت ميشود، محتوي كار است. حدود بيست تفاوت ماهوي در
اين زمينه وجود دارد اما خيلي در مديريت تاثير نميگذارد.
* بحران ها به چه عللي و چگونه به وجود ميآيند؟
هر بحراني، زمينه اي به نام تهديد و يا خطر بالقوه دارد. وقتي در
منطقهاي گسل وجود دارد زمينه بحران آماده است. اگر رودخانهاي از وسط
شهر ميگذرد، تهديدي براي سيل است. اگر دشمن ديوار به ديوار خانه شما
نشسته و تحركاتي را عليه كشور انجام ميدهد، ريشه و تهديدي براي جنگ به
شمار ميرود. بايد خطر بالقوه به خطر بالفعل تبديل شود تا بحران شكل
بگيرد. برخي از عوامل دخيل هستند تا اين خطر بالقوه بالفعل شوند، كه به
عنوان خطرپذيري تعريف ميشود.
فاكتورهاي زيادي در ايجاد خطرپذيري دخيل هستند كه مهمترين فاكتور، قرار
گرفتن تهديد بالقوه در مهمترين و حياتيترين قسمت جامعه است، در اين
حالت است كه بحران شكل ميگيرد. هر گاه تهديد در كنار يك موضوع
استراتژيك قرار گرفت بحران را به همراه خود دارد، اگر مديران جامعه به
اين بحران و تهديد آن توجهي نكنند و تهديد شناسي انجام ندهند و به
جامعه وبه جمعالجمع اين دو توجه نكنند و نقشه آن را احصا نكنند و
تدبيرات لازم را پيش بيني نكنند و پيشگيري انجام ندهند، قطعا با
كوچكترين تلنگري، تهديد بالقوه به يك بحران و تهديد بالفعل تبديل
ميشود.
علت اساسي بحران به مواردي چون: عدم تهديد شناسي مطلوب، عدم جامعه
شناسي مناسب، عدم شناخت اثرات تهديد بر جامعه، باز ميگردد. موارد فوق
هم به زير مجموعههاي وسيعي از علل مرتبط هستند.
* آيا عوامل سياسي و اقتصادي هم ميتوانند در بروز بحران نقش داشته
باشند ؟
_ جامعه ابعاد مختلفي دارد؛ ابعاد سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و
امنيتي، پنج بعد اصلي هر جامعهي هستند. هر كدام از اين ابعاد به زير
مجموعهها و ابعاد ريزتري تقسيم ميشوند و هر كدام از اين ابعاد
تهديداتي مختص خودشان دارند. به عنوان مثال حضور دو قوم در يك شهر
ميتوانند زمينه ساز مناقشات و تهديداتي باشد. ناديده گرفتن حقوق يكي
از اين اقوام ميتواند عاملي براي بالفعل شدن تهديد شود. اگر تعادل
عرضه و تقاضاي يك محصول در جامعه بر قرار نشود، ميتواند زمينه بروز
بحران اقتصادي را فراهم نمايد. حتي گاهي اين بحرانها در كنار يكديگر
ميتوانند به صورت زنجيرهي از بحرانها عمل نمايند. غير ممكن است
مديري ادعاي مديريت بحران داشته باشد اما به ابعاد و جوانب ديگر بحران
توجهي نكند.
* جملهاي درباره كشورمان وجود دارد كه بارها شنيدهايم " ايران، كشوري
بحران خيز است." آيا شما به اين جمله اعتقاد داريد، به چه علت چنين
توصيفي از كشورمان وجود دارد؟
_ به طور كلي كره زمين به سمت بلاخيزتر شدن و بحران خيزتر شدن ميرود.
افزايش جمعيت دنيا يكي از عوامل بحران خيز است و باعث افزايش مرگ و مير
ميشود. در ضمن اكثريت جمعيت دنيا در نقاطي زندگي ميكنند كه در معرض
تهديد و به قولي حادثه خيز هستند، زندگي در كنار رودخانهها و آب خود
عاملي براي سيل و آب گرفتگي است. تكنولوژي و صنعت با سرعت در حال رشد و
توسعه هستند. اين دو مساله ، به دليل جابهجايي مواد خطرناك و ديگر
عوارض مرتبط با تكنولوژي و صنعت، ميتوانند تهديدهاي جديدي را بوجود
آورند. گرم شدن زمين يكي از تهديدات صنعت است و دليل آن پديدهي
گلخانهاي ناشي از آلودگي هاي كارخانجات صنعتي و ديگر توليدات
تكنولوژيك است. با گرم شدن كره زمين يخهاي قطبي آب ميشوند و زمينه را
براي بالا آمدن سطح درياها، باران بيشتر و سيل و انواع طوفان ها و ...
فراهم مينمايد. بحرانهاي انسان ساز هم به دليل قدرت طلبي قدرتهاي
جهاني در حال افزايش است حضور آمريكا در عراق و افغانستان مثال مناسبي
براي اين مساله است.
جمهوري اسلامي ايران جزء 6 كشور اول دنيا و 4 كشور اول آسيا به لحاظ
وقوع بلاياي طبيعي است. بزرگترين گسلهاي دنيا در منطقهاي بين ايتاليا
و چين قرار دارد كه ايران نيز در اين منطقه است. گسلهاي بزرگي در
سراسر كشور وجود دارد كه عاملي براي بحران محسوب ميشوند. وجود
رودخانهها در كنار شهرها، عامل ديگري براي بلاخيزي است كه باعث سيل
ميشود. خشكسالي هم يكي از ديگر از اين بلاياست. سه بحران زلزله، سيل و
خشكسالي بيش از 80 درصد بحران ها را در ايران تشكيل ميدهند.
علل سياسي هم مطرح است، كشور ايران به لحاظ ژئوپلتيك در نقطهاي از
دنيا واقع شده كه مستعد برخي مسائل سياسي است. نفت خيز بودن خاورميانه
و جنگ انرژي در دنيا، باعث طمع ورزي به كشورمان است. از طرفي وقوع
انقلاب اسلامي و سياستهاي اصولي جمهوري اسلامي باعث شده تا تهديداتي
از جانب دشمنان عليه كشورمان مطرح شود ، اين مسائل موجب گرديده تا
كشورمان از لحاظ بحرانهاي انسان ساز و جنگي هم مستعد بحران باشد.
البته اين نكته حائز اهميت را بايد ذكر كنم كه حادثه خيز بودن كشور ما
خود يك فرصت بزرگ براي آماده شدن هرچه بيشتر جامعه ما شود.
* بحران چه تاثيري بر افكار عمومي دارد؟
_ در تاثير گذاري بحران بر افكار عمومي هيچ شبههاي وجود ندارد و بحران
ميتواند اثرات مختلف را بر افكار عمومي داشته باشد.
اثرات اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي، و امنيتي را در اين زمينه
ميتوان نام برد. بسته به اين كه بحران از چه جنسي باشد اثرات آن هم
فرق ميكند. با ترسيم يك جدول و مقايسه حوادث مختلف و تاثيرشان بر
اقتصاد، مسائل سياسي، مسائل فرهنگي ، اجتماعي و ... ميتوان به اثرات
مثبت و منفي آن پي برد. هر بحراني آثار اقتصادي را به همراه دارد، از
نظر اجتماعي ميتواند زمينه ساز اغتشاشات، بيكاري و مسائل ديگر اجتماعي
شود، از لحاظ سياسي ميتواند منجر به درگيري اقوام مختلف، احزاب و مردم
شود. از نظر امنيتي هم كه مباحث خودش را دارد.
نوع بحران هم در اين زمينه تاثير گذار است. يك حادثه طبيعي مثل سيل با
بحران جنگي متفاوت هستند. در بحران جنگي و يا سياسي حتما نيازي نيست كه
حملهاي صورت بگيرد و يا جايي بمباران شود، همين كه جنگ رسانهاي به
منظور عمليات رواني شروع شود باعث شرايط خاصي خواهد شد و موجب بروز
مشكلاتي در جامعه مي شود. در جنگهاي نسل چهارم ابزار جنگ، رسانه و
عمليات رواني است.
*هدف پدافند غيرعامل، ايمن سازي و كاهش آسيبپذيري زيرساختهاي مورد
نياز مردم است تا بتدريج شرايطي را براي امنيت ايجاد نمايد. پس از بحث
درباره بحران و مديريت بحران، لازم است وارد بحث ارتباط پدافند غير
عامل و مديريت بحران شويم. چه ارتباط و چه نسبتي بين اين دو ميتواند
وجود داشته باشد و وجود دارد؟
_ پدافند غير عامل همان طور كه گفتيد هر اقدامي است كه به طور غير
مسلحانه بتواند آثار يك حمله نظامي و يا جنگ را كاهش دهد.چند بحث مهم
در پدافند غير عامل مطرح است؛ تهديدشناسي مناسب يكي از مهمترين مباحث
است. پدافند غير عامل به دو بخش پدافند سخت و پدافند نرم تقسيم ميشود.
در پدافند سخت از اقدامات سخت افزاري مثل اقدامات مهندسي استفاده
مينماييم. پدافند نرم شامل استفاده از تاكتيكهايي است كه مشتمل بر
برنامهريزي و آماده سازي سيستم و سازمانهاست.
پدافند نرم در اكثر كشورهاي مطرح، بحث مهم و اساسي به شمار ميرود.
پدافند نرم ميگويد: بايد بتوانيم مديريت بحران اصولي و صحيحي را انجام
دهيم. اگر پدافند سخت را كه شامل پيشگيري، پيش بيني، كاهش مخاطرات و
ديگر موارد است را به همراه پدافند نرم كه مبتني بر برنامه ريزي است را
با مديريت جامع بحران در كنار هم قرار دهيم، با اين ديدگاه جامع
ميتوان اين گونه بيان كرد: پدافند غير عامل، يك مديريت جامع بحران در
عرصه دفاع است. جنگها به انواع و نسلهاي مختلفي تقسيم بندي شدهاند.
جنگ هاي نسل اول، دوم ، سوم مبتني بر ميدان جنگ و عرصه نظامي است. اما
در جنگ هاي نسل چهارم، شكل جنگها تغيير يافتهاند. در جنگ نسل چهارم
، استفاده از تسليحات نظامي پيشرفته واستفاده از عمليات رواني ورسانه
اي مطرح است.
اما به نظر اينجانب، جنگ نسل پنجمي هم در دنيا شروع شده است كه مقام
معظم رهبري درچند سال اخير به خطر گسترش آن تاكيد داشته اند. مشخصه اين
جنگ ها، آفند غيرعامل يا حمله به كشورهابدون سلاح است.
*پدآفند غير عامل، را بيشتر توضيح دهيد؟
_ ايجاد رخنه در اتحاد مردم و حاكميت، يك آفند غير عامل است كه دشمن به
كار ميبرد. ايجاد بحران كاذب اقتصادي، انتشار شايعه مثل گسترش بيماري
سارس در آسياي شرقي توسط رسانههاي آمريكا كه اقتصاد كشورهاي آسياي
شرقي را در عرض چند هفته به زمين زد، در حاليكه طبق اعلام مقامات
مالزيايي آمار كشتهشدگان تصادفات جادهاي مالزي ده برابر مرگ و مير
ناشي از سارس بوده است. عوارض اقتصادي و شايعات ناشي از اين بيماري ،
مشكلات فراواني براي اين كشورهابوجود آورد.
جنگ رسانهاي را ميتوان يك آفند غيرعامل دانست، مقابله و آمادگي با
آفند غيرعامل بسيار سخت است زيرا نيازمند مهارتهاي شناختي بسيار
بالايي است. در اين زمينه بايد براي مديران كشور آموزشهاي لازم را
تدارك ديد. در تقسيم بندي شخصيام به اين نوع از جنگها، جنگ نسل پنجم
ميگويم. اين نوع جنگ ها، جنگهاي نرمافزاري و پيچيدهي هستند.
با تمام اين تفاسير، خوشبختانه قرآن كتاب آسماني مسلمانان مملو از
نكتههايي براي مقابله با اين نوع جنگهاست. به عقيده اينجانب جنگ هاي
آينده دنيا قطعا به سمت گسترش اين نوع جنگ هاست كه در آن بااستفاده از
ايجاد سازمان هاي غيردولتي با ماموريت هاي كاذب در حوزه هاي مختلف
اقتصادي، سياسي، امنيتي، اجتماعي وفرهنگي، دركشورها، ناپايداري دائمي
وفروپاشي حكومت ها رخ خواهدداد. سلاح قدرتمند ثقلين (قرآن كريم وعترت)،
نه تنها راه مقابله با انواع مختلف ومتعدد اين نوع جنگ هارابه مامي دهد
بلكه باجرات مي توانم بگويم كه موقعيت بسيار بالاي آفندي را به ما مي
دهد كه درصورت انجام مطالعات دقيق آمايش سرزميني دركره خاكي، قابليت
اجرايي دارد.
* بحثي در ارتباط با قرآن و نكتههايي فراوان در باب مقابله با تهديدات
نرم مطرح كرديد در اين زمينه بيشتر توضيح دهيد؟ از اين كتاب ارزشمند در
مديريت بحران چه استفادهاي ميتوان كرد؟
_ قرآن و عترت دو يادگار پيامبر (ص) هستند كه ميتوانند باعث نجات
بشريت شوند. به اعتقاد من قرآن سند راهبردي جهان اسلام است. قرآن، سند
راهبردي جامع جهان اسلام است. قرآن كتابي است كه براي همه انسانهاي
اعصار گذشته، حال و آينده حرف دارد، در اين كتاب راه پيروزي نمايان شده
است. عترت راه عملياتي كردن تمامي سند رابه انسان نشان داده است.
به مدت ده سال پژوهشي به منظور استفاده از قرآن در توسعه و بحران انجام
شد. يك جدول ترسيم كرده و آيات قرآن و سيره نبوي و علوي مرتبط را در
مقابل هم قرار داديم، آنچه از اين جدول بدست آمد،بسيار جالب بود. در
ميان احاديث، اقداماتي را پيدا كرديم كه عملياتي كردن آيات را مشخص
ميكرد. در همه آيات قرآن يك تدبير سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي
وجود دارد.
پس از مطالعات فراوان، ماچرخه زيررا مبنا قرار داديم وبراساس آن يكبار
ديگر آيات وروايات را مرور نموديم.
به هر آيه قرآن از پنج بعد (اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي، و
امنيتي) ميتوان نگريست، به عنوان مثال در"بسم الله الرحمن الرحيم"
حداقل دو تدبير فرهنگي وجود دارد ؛ تدبير اول آغاز فعاليت با نام
خداست و تدبير ديگر رحمت است، كه شامل رحمت عامه و خاصه ميشود.
به نظر مي رسد كه دشمنان قسم خورده اسلام از سال ها پيش در قرآن و آيات
آن تحقيق انجام مي دهند. به طور مثال دكتريني با عنوان رحمت در فطرت
انسان از ديدگاه قرآني شناسايي كردهاند.
در قرآن بر رحمت و مهرباني خيلي تاكيد فراوان شده است. به جز سوره توبه
در تمامي سورهها "بسم الله الرحمن الرحيم" داريم كه بر رحمت تاكيد
شده، همچنين در آيات فراواني از رحمت نام برده شده و بر آن تاكيد شده
است. بيشتر آفندها عليه دنياي اسلام با محوريت آفند عليه رحمت است.
اكثر محصولات هاليوودي محتواي خشن دارند و دعوت به خشونت ميكنند و
هدفشان نفي رحمت است.
همچنين با استفاده از ايادي خودشان مثل بن لادن و القاعده چهره خشن و
غير رحماني از اسلام نشان ميدهند. يكي از راهبردهاي آفندي دشمنان،
خشونت است.
پس راهبرد پدافندي ما رحمت است. اگر جامعه اسلام مبتني با فرهنگ رحمت
حركت كند و رحمت عامه و خاصه ترويج شود، در واقع از پدافند غير عامل و
از نوع نرم در مقابل آفند دشمنان استفاده شده است. انواع رحمت در قرآن
كاربردهاي مختلف و متفاوتي دارد رحمت در بسم الله الرحمن الرحيم رحمت
در استعانت به رحمت خداوند است و در الرحمن الرحيم سوره حمد سنت كريمه
حمد را مد نظر دارد. استفاده از كلمات عليم و علم و حكمت براي خداوند
هم از واژههايي هستند كه در اين زمينه قابل بحث ميباشند. داستانهاي
قرآن هر كدام يك پيام پدآفندي دارند، اين پيام ها را استخراج كردهايم
و به زودي مجموعهاي را در اين زمينه منتشر خواهيم كرد.
اميدواريم بتوانيم، روشهاي پدافند غير عامل و مديريت بحران را با
استفاده از آيات قرآن تدوين نماييم. هدفمان هم استفاده از اين كتاب
الهي در جنگهاي نسل پنجم است.
* آيا مي توان پدافند غير عامل و مديريت بحران را يكي دانست؟ چه نسبت و
ارتباطي بين او دو ميتوان وجود داشته باشد؟
_ مديريت بحران امر كلاني به شمار ميرود، ميتوان اين گونه تصور كرد
كه يك دايره وسيعي تحت نام مديريت بحران وجود دارد و در واقع يك چارچوب
است كه ميتوان هر محتوايي را وارد آن كرد و به مديريت آن پرداخت. در
اين چارچوب ميشود يك حادثه مانند زلزله را قرار داد و يا ميتوان مبحث
دفاع و جنگ را پيگيري كرد. مديريت بحران با سازماندهي در ارتباط است.
سازماندهي در جنگ شكل خاصي دارد و در حوادث طبيعي هم شكل ديگري به خود
ميگيرد. در هر دو بحث به فرماندهي، مديريت، عمليات، پشتيباني و
لجستيك نياز است، اما اين دو در محتوا متفاوت هستند.
* مديريت بحران ( تعريف و توصيف فرآيند مديريت بحران) داراي چه عناصر و
اجزايي است؟
_ مديريت بحران را ميتوان با دو بينش جديد و قديمي كه وجود دارد،
بررسي كرد. در بينش قديمي، مديريت بحران بيشتر با عمليات مرتبط بود،
توجهي به سياستگذاري و برنامهريزي نميشد، در واقع اين گونه تصور مي
شد كه مديريت بحران فقط عمليات است. در اين ديدگاه ، حضور تيمهاي
امدادونجات، اورژانس، هلال احمر و ... و عمليات انجام گرفته توسط آنان
مساوي با مديريت بحران بود.
اما در حال حاضر، جنس كار و نگرش تغيير يافته است. در نگرش جديد، تدوين
دكترين، سياستگذاري علمي، آمايش سرزميني تخصصي، تدوين راهبردها ومديريت
صحيح پروژه ها اهميت دارند. اگر سياستگذاري درستي نباشد و ساختار
مناسبي هم وجود نداشته باشد با وجود استفاده از بهترين امكانات، مديريت
بحران ناموفق و عقيم خواهد بود.
فرآيند مديريت بحران از تدوين دكترين ، انجام سياستگذاري و تدوين
استراتژي آغاز ميشود. در اين بين بايد تهديد شناسي مناسب صورت بگيرد و
نقشه خطر پذيري تدوين شود، تهيه نقشه خطرپذيري كشور يكي از ضروريات است
و بايد اقدام لازم صورت بگيرد. اگر اين نقشه تهيه نشود، مراحل بعدي
دچار مشكل خواهد شد. مراحل بعدي نيز شامل عمليات، آموزش و مانور
ميشود.
*چرخه مديريت بحران شامل چه مواردي ميشود؟ و چه معنايي دارد؟
- چرخه مديريت بحران از پيشگيري و كاهش مخاطرات شروع مي شود. آمادگي،
مقابله و بازسازي مراحل بعدي چرخه مديريت بحران هستند. اقدامات انجام
شده در مراحل مختلف متفاوت است، در بحث پيشگيري به دنبال آن هستيم تا
از ايجاد يك حادثه جلوگيري نماييم و كاهش مخاطرات انجام كارهايي است
بعد از بروز حادثه، عوارض كمتري حاصل شود، كه با پيشگيري متفاوت
است.برخي اوقات، دو مورد فوق، خلط موضوع ميشوند.
در علم جديد مديريت بحران، پيشگيري و كاهش مخاطرات از هم جدا شدهاند،
كاهش مخاطرات در حوادث جنگي بيشتر به كار ميآيد. در قسمت مقابله هم
وارد مبحث عمليات ميشويم كه خود شامل 16 نوع عمليات ميشود. مخابرات،
شريانهاي حياتي، نفت و گاز، آواربرداري، تامين غذا، اسكان اضطراري،
سرپناه و ديگر موارد جز اين 16 عمليات هستند. فاز آمادگي قبل از مقابله
صورت ميپذيرد و اقدامي نرم افزاري است، كه شامل آموزش به مديران و
پرسنل ميشود. فاز بازسازي هم آخرين مرحله است، كه شامل احيا، مرمت و
بازسازي بناها، تاسيسات صنعتي و باز تواني رواني انسانهاست.
* سازمانهاي مرتبط با مديريت بحران چه وظايفي دارند؟
_ در دنيا دو نوع سازمان براي مديريت بحران طراحي ميشود ،هر چند
مديريت بحران بسيار فراتر از آن است كه در دو سازمان بگنجد. به عنوان
يك مدرس مديريت بحران معتقدم: بهترين مديريت بحران را حضرت امام خميني
(ره) اعمال ميكردند و آموزش ميدادند.
در واقعه دفاع مقدس، امام خميني (ره) با وجود حضور ارتش وسپاه، اقدام
به تشكيل بسيج ميكنند. آن زمان فلسفه بسيج براي برخي از جمله بني صدر
قابل هضم نبود. اما بعد از جنگ و حتي اين روزها، اكثر تحليلگران معتقد
هستند كه اگر بسيج نبود اتفاقات زيادي براي كشوررخ مي داد. با كمك
بسيج، كشور از بحرانها و چالشهاي فراواني نجات يافت. امام خميني(ره)،
بزرگترين و كاربرديترين مديريت بحران را براي ما به يادگار گذاشت.
براي آشنايي بيشتر با بحث لازم است توضيح بيشتري بدهم. دو تفكر مطرح
درباره مديريت بحران در دنيا وجود دارد. يكي از اين تفكرات كه توسط
نومحافظه كاران آمريكايي و عوامل صهيونيسم تبليغ ميشود، ناديده گرفتن
نقش مردم و گسترش سازمان محوري در مديريت بحران است. در اين تفكر، مردم
به هيچ عنوان حق حضور و دخالت در عرصه مديريت بحران را ندارند و حتي
گاهي ورود صليب سرخ كه يك نهاد مردمي است را هم ممنوع ميكنند، مثال
خوب اين تفكر، حوادث پس از طوفان كاترينا وآتش سوزي اخير كاليفرنيا در
آمريكاست، كه بعد از چندسالي كه از حادثه ميگذرد، مشكلات همچنان باقي
است.
تفكر و الگوي ديگري كه مطرح است الگوي مديريت بحران مبتني بر جامعه
است. اين الگو اخيرا در كشورهايي همچون بنگلادش، جزاير سليمان، نپال
وچند كشور ديگر مطرح شده است. اين كشورها معتقدند كه نيازي به سازمان
نيست، آموزشهاي لازم را به صورت فردي به تمام شهروندان ارائه ميدهند،
اين اقدام و آموزشها در سونامي باعث شد تا مرگ و مير در مناطقي كه تحت
اين الگو بودند، كاهش يابد. البته اين الگو هم نقص دارد، اگر سازمان
ناظر بر فعاليت هاي مردمي وجود نداشته باشد، مطمئنا آسيبهايي را به
همراه خواهد داشت.
تفكر امام خميني(ره) كه همان تفكر برگرفته از قرآن وعترت است، باالگويي
كه به نام "جامعه آماده" تدوين شده است، در اين زمينه نقصي ندارد،
خوشبختانه اين ديدگاه، امروز مدون شده است.امروز تفكر بسيج، كه توسط
امام خميني بنيانگذاري شد يك تفكر جهاني است. اين تفكر را در سه كنگره
جهاني ارائه دادم كه با تعجب و حيرت حاضران روبرو شد. اين ديدگاه توسط
دركنفرانسي كه توسط دولت مالزي درزمينه مديريت بحران برگزار شده بود
مورد توجه اكثر انديشمندان قرار گرفت.
با نگرش فوق و توضيحاتي كه قبل از اين ارائه كردم، در قبال مديريت
بحران همه موظف هستند. موضوع مهم و چنين گستردهي را نميتوان بر دوش
سازمان خاصي نهاد. همه سازمانها، ارگانها، گروهها، حتي خانوادهها و
مجموعههاي زنده بايد براي مديريت بحران برنامه داشته باشند.
* اهداف مديريت بحران در پدافند غير عامل را تشريح كنيد؟ آيا چنين
اهداف و ارتباطي وجود دارد؟
_ جنگ، حوادث جنگي و ترويستي داراي محتواي بسيار غني و علمي ميباشند،
انواع جنگها، انواع سلاحها، انواع مختلف صنايع دفاعي و غيره خود گواه
اين مساله است، در واقع دفاع عامل به شدت در حال گسترش است. آفند ديگري
هم نام برديم تحت عنوان آفند غير عامل كه حدود 60 نوع جنگ راشامل مي
شود. نمونه بارز آفند غير عامل فروپاشي اتحاد جماهير شوروي بود، كه
عليرغم قدرت دفاعي و بازدارندگي مناسب شوروي، در مقابل اين نوع آفند
شكست خورد. حضرت امام خميني(ره) پيش بيني دقيقي دراين زمينه انجام داده
بودند ونامه ايشان با گورباچف بسيار تخصصي مدون گرديده است كه خودمي
تواند درچندجلسه آموزشي مديريت بحران مورد بحث قرار گيرد.
مديريت بحران به پدافند و علم پدافند چارچوبي مناسبي ميدهد، با اين
چارچوب، مبدا و مقصد مشخص شود و با سازماندهي مناسب و با استفاده مناسب
از منابع موجود علمي، انساني، سخت افزاري ونرم افزاري بتوانيم به
اهدافمان در هر نوع از جنگ برسيم.
* پس از آشنايي با مديريت بحران لازم است به نقط ضعف آن هم بپردازيم.
چه خلاهاي در مديريت بحران وجود دارد؟
_ خلاهاي اصلي كه در مديريت بحران چه در كشورما و چه در سطح جهاني
وجود دارد، شامل: 1- بينش مديران به پدافند غير عامل و مديريت بحران
يكي از خلاهاي مهم محسوب ميشود. براي اصلاح و مناسب سازي اين بينش
بايد اقدامات لازم انجام شود. مهمترين مساله در مديريت بحران، فرآيند
مديريت بحران است كه متاسفانه توجه لازم بدان نميشود و اغلب به فكر
جنبههاي ديگر آن هستند، در حاليكه بايد چارچوب اصلي را جديتر بگيريم.
2- تهديد شناسي؛ در عرصه تهديد شناسي بايد چارچوب و بستر لازم را
شناسايي و فراهم نماييم. خوشبختانه در زمينه تهديد شناسي از نقاط قوت
مناسبي سود ميبريم، هر چند ميبايست نقشههاي كاربردي و عملياتي اين
تهديدها را تهيه كنيم.
3- بايد مديريت را به صورت كلان جدي بگيريم. در قرآن و نهج البلاغه،
تدبير و مديريت تاكيد فراوان شدهاند و بايد جدي گرفته شوند. جنس
فرامين قرآني و ائمه از جنس تدبير است.
و مورد آخر كه فرعي است و در دل خلاهاي ديگر هم جاي ميگيرد اين است كه
جمهوري اسلامي به شدت در حال توسعه است. اگر تدبير لازم را براي توسعه
و بحران نينديشيم به شدت دچار بحران خواهيم شد. مديريت توسعه بدون توجه
به مديريت بحران، كشور را دچار چالش خواهد كرد. برنامه پنجم توسعه از
اين لحاظ نيازمند واكسينه شدن است.
* حالا به اولويتهاي مديريت بحران ميرسيم، با وجود توضيحات ارائه شده
توسط شما، آيا نياز نيست در اين زمينه اولويت بندي صورت بپذيرد؟
اولويت اول اين است كه به صورت كاملا اجباري و الزامي، همه مديران
استراتژيك كشور و بعد مديران مياني نسبت به مديريت بحران چه در عرصه
حوادث طبيعي و چه در عرصه حوادث جنگي و صنعتي توجيه شوند و در اين
زمينه فرهنگ سازي شود.
دومين اولويت كه در دل اولويت اول است، اين است كه مديريت توسعه همكار
و هماهنگ با مديريت بحران است و در واقع لازم و ملزوم يكديگر هستند،
اين دو مديريت در كنار يكديگر موجب توسعه پايدار خواهند شد. اولويت سوم
هم تهديد شناسي است، كه قبلا درباره آن توضيح دادهام.
* براي عمل به مديريت بحران ، بايد چه برنامههايي انجام شود؟
_ برنامهها بر اساس اولويتهاي گفته شده ترسيم ميشوند ، بايد به
آموزش مديريت بحران در سطح مديران استراتژيك توجه جدي شود. در اقدام
بعدي مديران مياني و تاكتيكي را آموزش داد. اين آموزشها بايد در دو
سطح انجام شود: با اين آموزشها، نگرش و بينش كافي به اين مديران داده
شود. نوع آموزش هم بايد فرق كند. آموزش بايد مبتني بر خود مديران باشد،
نه آموزش هاي تئوريك، اين آموزش ها بايد كاربردي باشند و مديران به شدت
درگير اين آموزش ها شوند و در نهايت اين آموزشها منجر به طراحي برنامه
مديريت بحران دستگاهها شود.
گفتوگو از:رضا پيرهادي
 |
|